تبليغاتX
ASTRO GROUP NET
ASTRO GROUP NET

قاصد آسمان

سلام بعد یه مدت مدید دوباره اومدم براتون یه عکس قشنگ از آسمون کویر گذاشتم

نمی دونم چرا انقدر از دیدن آسمون لذت می برم به خصوص از دیدن آسمون کویر مثل آسمون شاهرود . خیلی قشنگه

ببینید و نظرتون رو بهم بگید .

نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 7 PM توسط messenger sky girl| |

در جهان هستي واقعيت هاي زيادي وجود دارد كه در مورد چيستي و ماهيت وجود آنها پاسخ روشن و قانع كننده اي داده نشده است . پاسخ هاي داده شده در بسياري از موارد مبهم و بسيار پيچيده بوده و حتي براي فيزيكدانان برجسته هم قابل درك نيست . حال بايد پرسيد ،اگر فرضيه اي براي دانشمندان و حتي آيندگان هم قابل درك نباشد چقدر ارزش گفتن دارد؟ به عنوان مثال يكي از نظريات مطرح در مورد زمان اين است:"زمان بعد چهارم ماده است"حال ما چگونه مي توانيم اين مطلب را درك كنيم و بفهميم؟ زمانچه ربطي به بعد چهارم ماده دارد؟ چگونه است كه سه بعد ماده با هم سنخيتي دارند و يك دفعه بعد چهارم آن هيچ سنخيتي و تشابهي با سه بعد ديگر ندارد و در عين حال در كنار آنهاست و بعد چهارم ماده است آيا اين يك نظريه ي انحرافي در شناخت زمان نيست؟ چه كسي توانسته آن را بفهمد و براي خودش حل كند ؟
اگر منصفانه بنگريم، واقيت اين است كه در عالم فيزيك در بعضي موارد ، كشفيات و نتايجي به دست آمده كه به صورت فرضيه و يا نظريه بيان شده است، حاصل محاسبات و پيشبيني هاي رياضي،به ويژه بررسي و اقتباس هندسه مبهم نا اقليدسي ،ريمان و گاوس بوده است كه البته در جاي خود صحيح و بسيار ارزشمند است. ولي در بعضي موارد كساني كه به اين نتايج ،در بيان ماهيت و نحوه عمل و در نتيجه در تفسير و توجيه كشفيات بدست آمده و نظريه سازي نتوانستند راه روشني در پيش گيرند و نظريه ي درستي براي آنها بيان كنند وبه سوالات مطرح شده پاسخ قابل قبولي بدهند لذا با توجه به اين مسائل به پاره اي از سوالات اساسي كه در دانش فيزيك وجود دارد اشاره مي كنيم و پاسخ آنهارا با توجه به نظريه خود بيان مي كنيم

1- آيا يك ذره بي نهايت بار قابل تجزيه و تقسيم شدن است؟

براي وجود جهان هستي لازم و ضروري استكه يك ذره مطلق و غير قابل تجزيه وجود داشته باشد چون اگر قرار باشد كه ذرات بي نهايت بار قابل تجزيه و تقسيم شدن باشند،به صفر و هيچ مي رسند و اين از مسلملت پذيرفته شده دانش رياضي است اگر چيزي را بي نهايت بار تقسيم كنيمبه صفر و هيچ مي رسيم . آنگاه بايد بپذيريم كه جهان از هيچ به وجود آمده است واينغير قابل قبول است چون نمي شود وجود جهان از هيچ باشد


2 - آيا ماده و فضا بي نهايت است؟

 

ماده و فضا نمي تواند بي نهايت باشد چون بينهايت را نمي تواند تقسيم كرد ، در حالي كه ما مي توانيم فضا را تقسيم كنيم مثلا بگوييم فضاي سمت راست و فضاي طرف چپ ما و يا يك متر مكعب از فضا را درنظر بگيريم.

بينهايت نه قابل تقسيم است نه ابتدا و انتها دارد حال آنكه ما مي توانيم يك نقطه از فضا را به عنوان ابتدا در نظر بگيريم و در اين صورت اگر بگوييم انتهاي آن در بينهايت است سخن باطلي گفته ايم چون داشتن ابتدا با قوانين حاكم بر بينهايت سازگار نيست.

3 -  آيا فضا تهي و از هيچ است؟

مسلما فضا تهي و از هيج نيست جون اولا درست است كه فضا را مانند ماده نمي بينيم ولي وجود فضا رامي بينيم و وجود نمي تواند از هيچ باشد در ثاني اگر فضا تهي از هيچ است در ان صورت چه ضرورتي وجود دارد كه جرم جسمي كه در فضا حركت مي كند افزايش يابد اگر فضا از هيج بود منفعل عمل ميكرد و جرم اجسام در حال حركت را تغييير نمي داد

 - ماده وفضا از چه چيزي به وجود آمده اند؟

ماده و پاد ماده از يك نوع ذره مطلق و غير قابل تجزيه به وجودآمده اند؛يعني ذرات در حال سكون ويا كم تحرك،"فضا " به وجود آمده اند و ذرات در حال حركت،"ماده" به وجود آمده است.اين ذارت فاقد جرم هستند وجرم تنها با حركت به وجود مي آيند؛ جرم اجسام در حال سكون ناشي از حركتي است كه در داخل اجسام وجود دارد.

با آن كه گفتيم ماده و فضا و پاد ماده از يك نوع ذره به وجود آمده اند،اما به خاطر امكان تفكيك و سهولت در بحث، از اين به بعد نام ذرات تشكيل دهنده فضا را "ذرات فضا" و نام ذرات تشكيل دهنده ماده را "ذرات ماده" و ذرات تشكيل دهنده پاد ماده را "ذرات پاد ماده" مي خوانيم.

5 - چگونه مي توان فضاپيمايي ساخت كه با سرعت نزديك به سرعت نور حركت كند؟

براي اينكه ما بتوانيم فضاپيماي بسازيم كه در فضا با سرعت نزديك به سرعت نور حركت كند و از افزايش شديد جرمش جلو گيري شود، بايد اين فضاپيما را شبيه به بشقاب پرنده بسازيم كه هم زمان با حركت انتقالي ،حركت تند وضعي نيز داشته باشد.اگر بشقاب پرنده واقعا وجود داشته باشد به نظر مي رسد كه شكل خاص آن و نيز نحوه حركت آن؛براي جلوگيري از افزايش شديد جرمش در سرعت هاي بالا طرح ريزي شده است

6 -  چراحركت وضعي فضاپيمايي كه به شكل بشقاب پرنده ساخته مي شود، مانع از افزايش شديد جرم آن در سرعت نزديك به سرعت نور مي شود؟

چون افزايش جرم فضاپيما ناشي از مقاومت ذرات فضا در مقابل فضاپيما است.اما وقتي فضا پيما مانند بشقاب پرنده مي چرخد، مقاومت ذرات فضا در مقابل آن كمتر مي شود كه گويي آنها را كنار مي زند. در واقع، موج و جرياني از ذرات فضا ايجاد مي كند كه فضاپيما بتواند در سرعت نزديك به سرعت نور به حركت خودش، بدون افزايش شديد جرم، ادامه بدهد.


7 - علت افزايش شديد جرم در سرعت هاي بالا چيست؟
قبلا عنوان كرديم كه ذرات فضا از ذرات مطلق فاقد جرم به وجود آمده است و وقتي جسمي در فضا حركت مي كند ،اين حركت جسم موجب جابجايي ذرات فضا به صورت موج مي شود، هر چقدر سرعت حركت جسم تند تر باشد مقاومت ذرات فضا بيشتر مي شود و در سرعت نور كه آخرين حد جابه جايي ذرات فضا به صورت موج است(وديگر فرصت جابه جايي به صورت موج براي ذرات فضا نيست)، اگر در اين حال به جسم براي حركت به جلو نيرو وارد كنيم ، ويي به كل عالم فشار وارد مي كنيم. چون ذرات فضا دركنار هم هستند و نيز به دليل اين كه كل عالم در داخل فضاي ديگري نيست تا در آن جا به جا شود براي همين است كه جرم جسم بي نهايت زياد مي شود به عنوان مثال وقتي سرعت هواپيما به سرعت صوت مي رسد كه آخرين حد جابه جايي ملكول هاي هوا به صورت موجي است ، مقاومت هوا در برابر آن شديدا افزايش مي يابد. البته هواپيما با سرعت بيشتر از سرعت صوت هم مي تواند حركت كند ، چون ذرات هوا را مي شود فشرده تر كرد ، اما ذرات مثلا يك متر مكعب فضا را نمي شود فشرده تر كرد.

در ضمن اضافه مي كنم كه ذرات فضا در داخل اجسام هم حضور دارند؛ يعني حتي در داخل الكترون و پروتون هم هستند .لذا در موقع حركت،جرم تمام ذرات موجود در داخل جسم و سطح جسم افزايش پيدا مي كند.

8 -  زمان چيست؟
زمان مانند ماده و فضا ، وجود خارجي ندالد ؛ زمان يعني تغيير موجود در ماده ، و از اين تغيير و حركت در مواد ، ذهن ما چيزي به نام "زمان"را ساخته است. زمان بعد چهارم ماده هم نيست. متذكر مي شوم ، همانطور كه از سقوط اجسام ،بر اثر نيروي جاذبه ، ذهن ما چيزي به نام بالا و پايين ساخته است ( در حالي كه ر كل عالم ، بالا و پاييني وجود ندارد) و همينطور از تغيير و حركت موجود در ماده، ذهن ما چيزي به نام زمان ساخته است

در ضمن اشاره مي كنم كه زمان ازلي و ابدي هم نيست؛ چون يك سر آن در حال است. بنابر اين ازل آن نمي تواند در بينهايت باشد. زمان ابدي هم نخواهد بود و پاياني خواهد داشت؛ يعني هر وقت كه عمر مواد به پايان برسد زمان هم به پايان خواهد رسيد همچنين تغيير زمان ناشي از افزايش جرم است؛ چون با افزايش جرم ، تغيير در ماده كند تر مي شود

9 - نورهاي مختلف چيستند؟

نورهاي مرئي يا نامرئي با هر طول موجي كه دارند، همه ناشي از موجي است كه در دريايي ذرات فضا به وجود مي آيد . مثلا وقتي در بين پروتون ها برخورد و تنشي به وجود مي آيد، از برخورد ذرات ماده در پروتون ها با همو با ذرات فضاي اطرافشان، موجي در درياي ذرات فضا ايجاد مي شود كه به آن موج نور مي گوييند. البته در اين برخورد ها تعدادي از ذرات موجود در پروتون ها به ذرات فضا تبديل مي شوند.در ضمن اشاره مي كنم كه نور جرمي ندارد و جرم آن ناشي از حركت موجي در ذرات فضا است.

10 - جرم چيست؟

جرم ناشي از حركت ذارت ماده است و وقتي با صرف نيرو جسمي را به حركت انتقالي در مي آوريم ، موج و جرياني از ذرات فضا در اطراف جسم به وجود مي آيد و آن جسم را به پيش مي برد. ااين موج و جريان ذرات فضا،"جرم" نام داردكه در اطراف و داخل جسم به وجود مي آيد.

وقتي اجسام ثابت هستند نيز جزم وجود دارد كه آن جرم ناشي از حركت ذرات ماده در خود جسم ايت؛ موج و جريان ديگر داز ذرات فضا در اطراف و داخل جسم به وجود آمده است كه جرم اجسام را ثابت مي سازد.

11 - موج و جريان ذرات فضا ، امكان چند نوع حركت مدت دار را براي اجسام به وجود مي آورد؟

دو نوع حركت،يعني حركت مستقيم و حركت وضعي .چون در فضا دونوع موج و حركت به وجود مي آيد كه يكي براي حركت مستقيم اجسام است و ديگري براي حركت وضعي اجسام و نيز براي ذراتي مانند پروتون و الكترون

12 - جاذبه و دافعه هاي الكتريكي ، مغناطيسي،جاذبه جرمي و مانند اينها از چيست؟

جاذبه اي كه ميان الكترون و پروتون وجود دارد بيشتر جاذبه اي است كه از برخورد ذرات ماده هايشان به وجود مي آيد كه در خلاف جهت هم مي چرخند؛ و چون جرم پروتون زياد تر است ، بر اثر برخورد ذره هاي پروتون با الكترون، باعث چرخش الكترون به دور پروتون مي شود هر چقدر الكترون و پروتون از يكديگر دورتر باشند جاذبه ي بين آنها بيشتر از موجي است كه در درياي ذرات فضا ايجاد مي كنند؛كه اين موج در مسيري شبيه به فنر رقاصك ساعت ايجاد مي شود.

جاذبه اي كه در ميان دو پروتون در داخل اتم وجود دارد،مثل جاذبه ي بين الكترون و پروتون نيست ، بلكه در واقع تمام پروتون هاي يك اتم، بيشتر شبيه به پروتون هستند يعني همه با هم در داخل اتم مي چرخند. اما هر پروتون يك حركت وضعي كند تر هم در داخل اتم دارد و همچنان كه يك پروتون متلاشي نمي شود ، آنها هم متلاشي نمي شوند و همه با هم تقريبا با سرعت چرخش ذرات ماده هايشان در داخل اتم با هم مي چر خند. در اين وضعيت، برخورد شديدي بين ذرات ماده هايشان كه جهت چرخششان يكسان است به وجود مي آيد؛ و دافعه شديدي ايجاد مي شود و آنگاه انرژي زيادي توليد مي شود كه به آن انرژي هسته اي مي گويند.

در پايان اشاره مي كنم كه جاذبه و دافعه مغناطيسي ناشي از رديف شدن اتم ها است كه در نتيجه موجهاي جاذبه و دافعه شان نيز در جهت خاصي رديف مي شوند.
به نقل از : http://gist.ir

منبع : مجله دانشمند شماره پياپي 536



نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 9 AM توسط messenger sky girl| |

كاربرد هفته و روزهاي هفت‌گانه آن اهميت فراواني در نظام‌هاي گاهشماري (خورشيدي يا مهي) دارد. با اينكه گاهشماري‌هاي گوناگون جهان در بسياري از جزئيات محاسباتي و ديگر ويژگي‌ها كاملاً با يكديگر متفاوت هستند، اما شيوه روزشماري بر مبناي هفت روز هفته در همه آنها يكسان است. مي‌دانيم كه شمار روزهاي ماه و سال در گاهشماري‌هاي گوناگون و حتي در هر گاهشماري خاص، با يكديگر متفاوت هستند و گاه در طول تاريخ و براي اصلاح آن، تغييراتي در شمار آنها داده شده است. همچنين ممكن است كه شمار روزها در سال‌هاي كبيسه دچار افزودگي‌هايي شوند. اما اهميت ديگر روزشماري بر مبناي روزهاي هفته در اين است كه هيچگاه و به هيچ علتي، ترتيب و توالي روزها و تعداد آن تغيير نمي‌كند و پيوستگي روزهاي آن تابع نظام‌هاي گاهشماري نيستند. به عبارت ديگر «هفته‌شماري» خود به تنهايي و بدون ارتباط با هر گاهشماري ديگري، يك نظام ساده، دقيق و فراگير در محاسبه‌هاي تقويمي در سراسر جهان دانسته مي‌شود. اين ويژگي ممتاز، اهميت فراواني در تطبيق مناسبت‌هاي تاريخي و درك ميزان درستي يا نادرستي داده‌هاي تاريخي دارد. تنها تفاوت موجود در هفته‌شماري‌، روز تعطيل قراردادي آن است. 

امروزه بسياري بر اين گمانند كه در ايران باستان و نيز در گاهشماري‌هاي ايراني از واحد هفته استفاده نمي‌شده و در نتيجه نام‌هايي نيز براي روزهاي هفته در فرهنگ ايران وجود نداشته است. البته چنين گماني دلايلي نيز داشته و آن اينكه در هيچيك از متون كهن شناخته‌شده ايراني نامي از هفته و روزهاي آن در دوران باستان برده نشده است. همچنين اين را نيز مي‌دانيم كه گاهشماري عصر ساساني بدون هفته‌شماري بوده و روزهاي هر ماه، صرفاً با نام ويژه همان روز شناخته مي‌شده است. تا اينجا مي‌توانيم چنين بپنداريم كه در گاهشماري رسمي و دولتي ساساني، از روزهاي هفته بهره‌گيري نمي‌شده است؛ اما نمي‌توانيم اين گمان را به همه دوره‌هاي تاريخ ايران، همه تقويم‌ها و همه اقوام و اديان تعميم دهيم.

از سوي ديگر از دخل‌ و تصرف‌هاي فراوان ساسانيان و به ويژه موبدان درباري آن دوره در تاريخ و فرهنگ ايران‌زمين آگاهي داريم و مي‌توانيم چنين احتمال دهيم كه كنار نهادن هفته‌شماري از تقويم‌ها نيز دستاورد چنين تحريف‌هايي باشد. براي اثبات چنين گماني، منابع و اسناد فراواني در دست نيست. به ويژه كه متون پهلوي و نيز تاريخ‌نامه‌هاي سده‌هاي ميانه در اين زمينه سكوت كرده‌اند. چرا كه متون پهلوي معمولاً بازگوكننده ديدگاه رسمي دين و دولت ساساني بوده و بر تاريخ‌نامه‌هاي سده‌هاي ميانه تأثيري فراوان نهاده‌اند.

نگارنده بر اين باور است كه هفته‌شماري و نام روزهاي آن در ايران باستان وجود داشته و تنها گاهشماري رسمي زرتشتي ساساني فاقد آن بوده است. شواهد اين فرضيه پنج دسته هستند:

نخست اينكه شمار هفت‌گانه روزهاي هفته، در زمان‌هاي بسيار دور، از اهله‌هاي هفت روزه ماه برگرفته شده و از آنجا كه گاهشماري مهي (قمري) ساده‌ترين و ابتدايي‌ترين شكل گاهشماري است و تشخيص اهله‌هاي ماه، آسان‌ترين و سريع‌ترين شيوه درك گذر زمان است، بي‌گمان جوامع بشري از گذشته‌هاي دور و بدون آموختن از يكديگر، به آن پي برده و از آن بهره گرفته‌اند.

دوم اينكه در شاهنامه فردوسي بيشتر از يكصد و بيست بار واژه هفته و دو بار واژه چارشنبه بكار رفته است: «ستاره شمر گفت بهرام را/ كه در چارشنبه مزن كام را». از آنجا كه شاهنامه فردوسي را ترجمان وفادار داستان‌ها و بازگويه‌هاي دوران باستان مي‌دانند، بعيد است كه استاد بدون اينكه چنين مفهومي در متون مبنا بكار رفته باشد، تا اين اندازه از آن بهره برگيرد.

سوم اينكه نگارنده در بررسي‌هاي تقويم آفتابي نقش‌رستم (كعبه زرتشت) به سازوكار تعبيه‌شده براي تشخيص چهار هفته شهريور ماه (آخرين ماهِ سال هخامنشي) پي برده كه جزئيات آن در كتاب «بناهاي تقويمي و نجومي ايران» باز آمده است.

چهارم اينكه متون مانوي، كاربرد فراگير و گسترده روزهاي هفته را تأييد مي‌كنند. در نوشتارهاي مانوي يافت‌شده در «تورفان» و نيز در «موگ‌تاگ» از روزهاي يكشنبه و دوشنبه با نام‌هاي «مهر روز/ خور روز» و «ماه ‌روز» ياد شده و اين دو، روزهاي روزه‌داري مانوي دانسته شده است. البته در متون مانوي، همراه با روزهاي هفته، از نام‌هاي سي‌گانه براي روزهاي ماه نيز استفاده مي‌شده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: آ. فريمن، پژوهش در متون موگ‌تاگ، مسكو، 1962، به روسي).

پنجم اينكه متون و منابع كهن چيني نيز كاربرد هفته در ايران باستان و حتي نام روزهاي آن را گزارش كرده‌اند. در يك متن نجومي كهن بودايي كه در سال 759 ميلادي از سانسكريت به چيني ترجمه شده و «يانگ چينگ فنگ» در سال 764 ميلادي حاشيه‌اي بر آن بازنوشته است؛ از نام روزهاي هفته در زبان چيني و معادل آنها با روزهاي هفته در فارسي ميانه و سغدي ياد كرده است. در اين متن، نام ايراني روزهاي هفته كه از يكشنبه آغاز مي‌شوند، بدينگونه بازگو شده است: يوشمبت (روز تعطيل)، دوشمبت، سه‌شمبت، چرشمبت، پنج‌شمبت، شش‌شمبت، شمبت. در همان متن، معادل سغدي (در ورارودان/ آسياي ميانه) اين نام‌ها بدينگونه با مبدأ يكشنبه باز آمده است: مهر روز (خورشيد روز)، ماه ‌روز، بهرام روز، تير روز، اورمزد روز، ناهيد روز و جيان روز (كيوان روز). همانگونه كه ديده مي‌شود اين نام‌ها از نام هفت اختر سيار آسمان، يعني خورشيد و ماه و پنج سياره شناخته‌شده آن زمان برگرفته شده است. (براي آگاهي بيشتر بنگريد به: كونگ فانگ ژن، واژه‌هايي از گاهشماري ايران در چين باستان، ترجمه استاد محمد باقري، در ويژه‌نامه تاريخ علم، تهران، 1372).

با توجه به شواهدي كه بطور خلاصه گفته آمد، به نظر مي‌رسد كه روزهاي هفته، همراه با نام‌هايي ويژه، در گاهشماري‌هاي ايران باستان كاربرد داشته و حتي تعطيلي روز يكشنبه در تقويم ميلادي از روز تعطيل ايراني يعني يكشنبه برگرفته شده است. مي‌دانيم كه نام روز يكشنبه در هر دوي آنها به يك معنا است و «Sun day» دقيقاً به معناي «خورشيد روز» است. اما در دوره ساساني و همراه با ديگر تحريف‌هاي بي‌شمار آنان از آيين و فرهنگ ايران باستان، روزهاي هفته‌ را نيز از گاهشماري خود حذف مي‌كنند و تنها نام روزهاي ماه را بكار مي‌گيرند. آنان به احتمال براي جبران اين كمبود از روزهاي سه‌گانه منسوب به «دي» (روزهاي هشتم،پانزدهم و بيست‌و‌سوم ماه) همراه با «اورمزد روز» (روز يكم ماه) بجاي روزهاي تعطيل استفاده مي‌كرده‌اند. اين نكته نيز لازم به ياد‌آوري است كه نام‌هاي سي‌گانه روزهاي ماه در همه تقويم‌هاي ايراني بكار رفته و خاص تقويم ساساني نيست.

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 7 PM توسط messenger sky girl| |

         15 آوریل 2007 با استفاده ازاز محاسبات سنگین ریاضی و بر نامه های رایانه ای یک دماسنج نرم افزاری بسیار پیشرفته ساخته شده است که قادر است دمای سطوح ستاره های نوترونی را بررسی کند . بررسی های اولیه با این سامانه نشان می دهد سطوح ستاره های نوترونی بسیار گرمتر از آنچه پیش بینی شده میباشد میزان این دما حداقل بخشی از پاسخ به این پرسش در فیزیک فضانوردی است که بسامد انفجار های ماورای بنفش که سطوح ستاره ها را روشن میکند چه قدر است ؟ و توجیهی برای انفجارهایی است که در سطح این ستاره ها ایجاد می شود . اعتقاد بر این است که ستاره ی نوترونی  از یک ستاره بزرگ قرمز ایجاد میشود و به تدریج گسترش می یابد و ستاره نوترونی از آن زاده میشود . در واقع موادی که از ستاره قرمز جدا می گردد شبیه به یک صفحه مدور است و این مواد ستاره نوترونی تشکیل می دهند . هنریک شاتز پروفسور فیزیک در نشریه فیزیک ففانوردی در ماه ژوین نوشت : این اولین مدلی است که جزیات قابل قبولی را در مورد فیزیک هسته ای و انفجارات سطح ستاره نوترونی ارایه میدهد . یکی از همکاران شاتز بنام اد براون  از دانشمندان ان اس سی ال نتایج بحث و بررسی جلسه ی 17 آوریل امسال انجمن فیزیک جکسون ویل را به این تر تیب شرح میدهد : (( فرا انفجارها از یک مجموعه دو گانه ایجاد میگردند یک ستاره ی نوترونی و دیگری ستاره دیگری که ستاره نوترونی به آن نزدیک می شود این دو به هم نزدیک می شوند و رو به یکی شدن میروند در این فرایند باران ثابتی از مواد از ستاره همراه بر سطح ستاره نوترونی باریدن می گیرد و انفجارهای یاد شده پدید می آید.)) یک ستاره نوترونی بسیار به هم پیوسته و متراکم است برای اینکه یک تصویر زمینی از این تراکم و تودگی در ذهن شما ایجاد شود می توان ستاره نوترونی را به یک قاشق چای خوری تشبیه کرد که چای درون آن وزنی بالغ بر یک بیلیون تن داشته باشد باران موادی که بر سطح ستاره ی نوترون می بارد بسیار پر تراکم و داغ است . ولی ناگهان واکنش هسته ایی تحریک می شود و یک انفجار ایجاد می کنند . این انفجار منجر به مشتعل شدن مواد جمع شده روی سطح ستاره ی نوترونی می گردد و مقدار قابل توجهی اشعه ایکس تولید می گردد که با ابزار های فضا شناسی از روی زمین قابل ردیابی است .  تولید اشعه ایکس از راه این اشتعال هر چند هر چند ساعت یک بار در روز رخ می دهد . این منجر به قطع رسیدن هیدروژن و هلیوم به این مخلوط می گردد که به خودی خود  نوعی محرک این واکنش ها محسوب می گردد . از طرفی طی ماه ها که این (( فرا انفجار ها )) رخ میدهند خاکستر ها روی هم انباشته می شوند و این خود پتانسیل انفجار ها مجدد آن ها و ایجاد دوباره ی اشعه ایکس را در پی دارد گاهی انفجار های دوباره بسیار سهمگین تر از انفجار های قبلی است و یک انفجار هسته ای تلقی می گردد نتیجه این انفجار احساس بسیار قوی و غیر قابل کنترل از وجود اشعه ایکس  است که نسبت به یک انقجار معمول و استاندارد بیش از هزار برابر انرژی بیشتر تولید میکند اگر یک فرا انفجار چندین ساعت ادامه یابد انرژی تولید شده بیش از انرژی متصاعد شده از خورشید ما طی یک دهه خواهد بود . با آنکه این انفجار ها در عالم فیزیک فضایی بسیار بزرگ و چشمگیر هستند اما به صورت رمز آمیزی این پدیده از چشم ها دور می ماند تا آنجا که علیرغم تعداد آنها تا کنون 12 مورد فراانفجار مشاهده و ثبت شده است و منجر به همکاری نزدیک بین (( آرمایشگاه ملی لس آنجلس )) و (( دانشگاه ماینز آلمان )) برای مدل سازی فرا انفجار ها ی ستاره نوترونی شده است نتایج این شبیه سازی در مقایسه با مدل هایی که قبلا طراحی شده بودسطح ستاره نوترونی را تا 10 برابر گرم تر نشان می دهد . این یافته کمک شایانی در شناخت بیش تر ستاره نوترونی خواهد نمود با توجه به تحقیقات قبلی شاتز و براون تئوری های فیزیک فضایی پیش بینی می کردند که فرا انفجار ها هر 10 سال یک بار رخ میدهند ولی اکنون بر اساس محاسبات اخیر دانشمندان مدعی هستند این فر انفجار های عظیم هر سه یا چهار سال یک بار پدید می آیند اما هنوز کار زیادی به جا مانده است و راه زیادی برای پیمودن . بر اساس مشاهده های عینی فر انفجار ها به ندرت به صورت انفرادی رخ می دهند و دانشمندان هنوز نمی دانند علت این امر چیست براون می گوید : ((....... بنابراین این مشکل هنوز حل نشده است و این پرسش هم چنان به جای مانده است که : طبیعت و ذات اشتعال هایی که فرا انفجار ها را ایجاد می نمایند چیست !؟))
نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7 PM توسط messenger sky girl| |

عکسی را که مشاهده می کنید توسط فضاپیمای Cassini ناسا (NASA) در اول دسامبر 2000 از قسمتی از سیاره مشتری (Jupiter) که در آن بخش دایره ای شکل قرمز رنگی که به چشم مشتری معروف است، مشخص می باشد گرفته شده است. این عکس رنگی از فاصله 28.6 میلیون کیلومتری این سیاره تهیه شده است و دارای دقتی معادل 170 کیلومتر مربع برای هر پیکسل می باشد که در آن نزدیکترین قمر ژوپیتر بنام Io نیز قابل مشاهده می باشد.

 


لبه های نقطه قرمز بیضی شکل در این سیاره از ابر و مه بسیار شدید آمونیاک پوشیده شده است که در شکل بخوبی قابل مشاهده می باشد و همانطور که می بینید این نقطه در سطح سیاره همانند یک مارپیچ می ماند که از بیرون به سمت داخل پیچ می خورد.

گالیله (Galileo)، فضاپیمای قبلی که تحقیقاتی راجع به چشم مشتری انجام داده بود به این نتیجه رسیده بود که گازهای موجود در قسمت های بیرونی چشم مشتری با سرعت زیاد و بطور دائمی در جهت عقربه های ساعت حرکت می کنند، حال آنکه قسمت های درونی این ناحیه با سرعت کمتر و در خلاف جهت عقربه های ساعت حرکت می کنند.

با نزدیکتر شدن فضاپیمای Cassini به مشتری یافته های قبلی تایید و مشخص شد که هرچه به سمت داخل چشم بیشتر حرکت کنیم مارپیچ ها تیز تر هم می شود. Cassini پس ارسال این عکس، در تاریخ سی ام دسامبر 2000 به نزدیکترین فاصله خود تا مشتری، یعنی 10 میلیون کیلومتری رسید.

نکته مهمی که Cassini مشخص کرد آن بود که چشم مشتری نسبت به زمانی که فضاپیماهای گالیله یا Voyager از آن تصویر برداری کرده بودند تغییرات محسوسی نموده است. در آن زمان اطراف چشم مشتری نواحی ای موجود بود که در آنها دیگر ابر های آمونیاک وجود نداشت و این نواحی طبیعتا" تیره دیده می شد. اما تصویر برداری های جدیدتر Cassini نشان داد که این نواحی بتدریج در حال پر شدن با ابرهای آمونیاک هستند و این روندی کلی است. به همین دلیل سیاره مشتری نسبت به دو دهه قبل پر نور تر و روشنتر دیده می شود.

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7 PM توسط messenger sky girl| |

آیا تا کنون به آسمان این شهر خیره شده اید. بی شک آسمان کرمان یکی از بهترین مکانهای کره زمین برای رصد ستاره ها و اجرام آسمانی می باشد. ساختاری زیبا با ترکیبی خارق العاده که چشم هر جنبندهای را محسور خود می سازد. در این بخش شما را با زیباترین نگین آسمان آشنا خواهیم کرد

ستاره های دنباله دار:

ستاره های دنبالهدار اجرام جالب توجهی هستند که در میان سیاره ها سرگردانن و از گذشته های دور شناخته شده هستند. زمانی آنها را نشانه هایی از وقایع آینده می دانستند و حتی تا چندی قبل بعضی ها از آن وحشت می کردند و بعضی دیگر آنها را به فال نیک می گرفتند.
در اواخر دهه 1990 بسیاری عقیده داشتند که رسیدن ستاره هالی به نزدیک زمین به معنای پایان دنیا خواهد بود!اما اکنون مشخص شده است که ستاره های دنباله دار دیگر اعضا منظومه شمسی ما هستند که مدار های بسیار بسیار طولانی خود را که ممکن است میلیون ها سال طول بکشد را طی می کنند. البته اگر آنقدر باقی بمانند که بتوانند آن را طی کنند.
مدار بعضی از آنها با ماورائ مدار سیاره پلوتو آغاز شده و تا درون مدار سیاره تیر ادامه دارد. یک ستاره دنباله دار در حالی که به مرکز منظومه شمسی نزدیک می شود با مواجه شدن با بادهای خورشیدی تغییراتی پیدا می کند و این ستاره دنباله دار کوچک که زمانی قابل دیدن نبود دنباله درخشانی پیدا می کند که ممکن است نیمی از پهنای آسمان را بپوشاند.
بر اثر وجود بادهای خورشیدی و نو ر خورشید جهت دنباله این ستاره همواره به سوی سمت مخالف خورشید است و تا زمانی که ستاره دنباله دار منظومه شمسی داخلی را ترک نکرده به دنبال ستاره حرکت می کند.
دنباله ستاره دنباله دار کاملا غیر مادیست و چندی پیش کره زمین بدون اینکه صدمه ای ببیند از میان یکی از آنها عبور کرد.

ساختار ستارههای دنباله دار:

ستاره های دنباله دار را گلوله های برفی غبار آلود نامیدهاند. هسته آنها از یخهای خشک و سنگ تشکیل شده اغلب کوچک هستند و شکل منظمی ندارند. برای مثال شکل هسته ستاره دنباله دار هالی شبیه به سیب زمینی است و طول و عرض آن هر کدام به سختی به 15 و 8 کیلو متر می رسند.
تصور می شود که این هسته از زمان تولد منظئمه شمسی تا کنون تغریبا بدون تغییر باقی مانده. به همین دلیل احتمالا ستاره های دنباله دار اطلاعات مهمی را درباره پیدایش جهان با خود دارند. در حالی که ستاره دنباله دار به سوی مناطق داخلی منظومه شمسی حرکت می کند حرارت خو رشید باعث بخار شدن مواد موجود در هسته آن شده و دنباله و گیسوی ستاره دنباله دار به وجود میآید.
گیسو سر ستاره به حساب می آید و شکل مشخصی ندارد و مانند دنباله از غبار و گازهای یونیزه ترکیب شده است. سفینه ای که با ستاره هالی ملاقات کرد مشخص کرد که این مواد به طور منظم از هسته بخار نمی شوند بلکه به صورت فوران و با سرعت زیاد آن را ترک می کنند. و این مسئله بار دیگر ستاره شناسان را شگفت زده کرد .
جالب تو جه ترین قسمت دنباله آن است خیلی از ستاره های دنباله دار از دو دنباله یکی گازی . دیگری غباری و زاویه ای تشکیل شده اند.علت این تفاوت اختلاف جزئی فشار تشعشعی این دو ماده است .

نوشته شده در دوشنبه چهارم شهریور 1387ساعت 7 PM توسط messenger sky girl| |

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10 PM توسط messenger sky girl| |

پیشینیان درباره آفرینش زمین معتقد بودند:

هورمزد همه چیز را می داند و به وجود اهریمن آگاهی دارد و اهریمن که روشنایی را می بیند به جنگ هورمزد می رود و شکست می خورد و بعد از شکست اهریمن با هورمزد به توافق می رسد که 3000 سال دیگر با یکدیگر بجنگند و سپس هورمزد شروع به آفرینش زمین و انسانها در 6 روز کرد که به آن گاه باره هم می گویند که در آغاز آسمانها، اندیشه نیک و روشنایی مادی و پس از آن آب و زمین و درختان و بعد از آن چهار پایان و در پایان کیومرث(انسان) را خلق کرد و سپس اهریمن جانوران آزاردهنده را در زمین پخش کرد و بعد کیومرث مرد و از جسد او بعد از 40 سال میشینگ و میشانگ(آدم و حوای ایرانیان) روئیدند و هورمزد به انان گفت باید نیک اندیش و نیک گفتار و نیک کردار باشید و دیوان را نپرستید. در سویی دیگر اعراب معتقدند که جهان یکبار خلق شد و از آدم تا خاتم 6013 سال (به قولی 5900 سال) می گذرد.

تا حدود 2 قرن پیش که علوم پیشرفت چندانی نکرده بود دانشمندان هم معتقد بودند جهان به یکباره در 4000 سال قبل از میلاد مسیح بوجود آمده است که البته این ادعا را از کتب مذاهب سامی درآورده بودند.

دانشمندان زیست شناسی امروزی پس از سالها مطالعه و تحقیق به این نتیجه رسیدند که عمر خورشید و زمین حدود 4 میلیارد و 500 میلیون سال است و آثار حیات را از یک میلیارد سال پیش می توان بروی کره خاکی مشاهده کرد. زمین بصورت کره سوزانی مرکب از هیدوژن و اتمهای دیگر بوده است که بتدریج بر اثر نیروی برودت فضایی میان ستارگان سردتر شده است و زمینه ایجاد ملکولها بوجود آمده است و بعد بعلت چرخش زمین، ملکولها بترتیب سنگینی در جاهای مختلف قرار گرفته اند(در مرکز سنگین ترین ها و بعد بترتیب سبکترها و در آخر هیدروژن و ازت و اکسیژن و...) و بعد با سردتر شدن زمین گازها به مایعات و مایعات به جامدات تبدیل شد و بر اثر زیاد شدن جامدات در سطح زمین چین خوردگی هایی بوجود آمد که باعث بوجود آمدن نخستین کوهها شد. آبهایی که بصورت ابرهایی با ضخامت زیاد در بالای زمین قرار داشتند بصورت باران بر زمین می باریدند ولی چون هنوز زمین خیلی گرم بود همه آنها را بخار می کرد و به فضا می فرستاد  تا اینکه بر اثر سرد شدن تدریجی زمین امکان نگهداری آب را یافت و بارانها باعث سیلابها شدند و کم کم اقیانوسها تشکیل و زمینه حیات فراهم شد چون هیچ موجودی بی آب حتی نمی تواند تنفس کند زیرا در حقیقت این هوا نیست که ما آنرا تنفس می کنیم بلکه اکسیژن محلول در آب است. اگر به همین ترتیب پیش رویم 2 الی6 میلیارد سال دیگر حرارت زمین بحدی کم می شود که ادامه حیات بر روی آن غیر ممکن می شود.

زمین شناسان و باستان شناسان به این نتیجه رسیده اند که حیات 5 دوره را طی کرده است. در دوره اول که دو میلیارد را به طول انجامید هیچ گونه آثار حیاتی دیده نمی شود.  دردوره دوم که 1 میلیارد سال طول کشیده است گیاهان و جانوران ساده دریایی بوجود آمده اند. دوره سوم که 360 ملیون سال طول کشید، دارای آثار بسیاری از جانداران مانند بی مهره ها، ماهیان، دوزیستها و سپس خزندگان است. در دوره چهارم که انواع گوناگون خزندگان، نخستینها، پستانداران، پرندگان تخم گزار و ... دیده شده است 150 میلیون سال به طول انجامید و دوره آخر که هم اکنون ما در آن به سر می بریم از 75 میلیون سال پیش شروع شده و در اثر تکامل همه نوع پستانداران و آدم نماها بوجود آمده اند و یک میلیون سال آخر آن آثار نوع آدمی یافت شده است.

 در گذشته بوجود آمدن حیات را به متافیزیک نسبت داده اند ولی امروزه در اثر تلاش زیست شناسان به این نتیجه رسیده اند که موجودات از تکامل و یک پدیده کاملا مادی بوجود آمده است یعنی موجودات ضعیفتری که سرپناه و غذای خود را نمی یافتند از چرخه طبیعت حذف می شدند و موجوداتی که بهتر خود را با شرایط وفق می دادند می ماندند در بدن خود این موجودات نیز عناصر زاید از بین می روند و اندام تکامل می یابند تا بهتر بتوانند در مقابل طبیعت مقاومت نمایند تا امروزه که انسان دیگر از حیوانات جدا شده و بر طبیعت تسلط پیدا کرده است به درستی عامل اصلی این تغییر و تکامل همان ابزار تولید و شرایط محیطی و از همه مهمتر کار بوده است.

زیست شناسان و باستان شناسان با مقایسه انسان امروزی با انسانهای اولیه تفاوتهای زیادی را یافتند ولی در هر صورت ما فرزندان میمونهای انسان نمای امروزی نیستیم بلکه این ها عموزاده های ما می باشند انسان های میمون نمای اولیه در عصر سنگ ابتدا توانستند سنگها را سیقل دهند این انسانها از لحاظ ساختار بدنی با ما تفاوتهای بسیار دارند یعنی زانوهای خمیده و دستهای بلند بدون قدرت تکلم و مغزی کوچکتر و ساده تر از انسان امروزی داشتند. آنها فقط قدرت یادگیری که در طول تکامل به دست آورده بودند را داشتند که کمی بیش از قدرت یادگیری سایر حیوانات بود. آنها وقتی خشمگین می شدند به بالا و پایین می پریدند و هنوز نمی توانستند صداهای مجزا را تولید کنند و فقط ادا در می آوردند. کم کم با تکامل حنجره توانستند صداهای مجزا را در آوردند و با ساختن ابزار از استخوان و سنگ و ... از لحاظ بدنی متکامل تر شدند این تکامل بر روی مغز آنها تاثیر گذاشته است یعنی هر چه بیشتر می آموختند مغز هم متکامل تر می شد و به طور متقابل بر تکلم، صدا و ابزار سازی تاثیر گذاشت. هرچند دستها باعث ابزار سازی و کار شدند ولی خود دستها هم از ابزار سازی و کار به وجود آمدند بعد از ابزار سازی و کار و تکلمی که متکامل تر می شد انسانها نیاز به زندگی گروهی را یافتند و زندگی گروهی باعث شد انسان بتواند حیوانات را شکار و امرار معاش کند کم کم با یاد گیری استفاده از آتش به این نتیجه رسیدند که گوش پخته خوش هضم تر است و بعد با نیاز به اهلی کردن حیوانات را در یافته اند و در همین حین مغز و بدن آنها هم در حال تکامل بود با اهلی کردن حیوانات و رفتن به مناطقی که تابستان و زمستان مجزا داشت پوشاک را اختراع کردند.

در حقیقت تفکری که در نتیجه کار به دست آمده بود موجب جدایی انسان از میمون شد ولی تکامل به پایان نرسید و تا امروز هم ادامه دارد.

 

از وب لاگ سرچشمه

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 10 PM توسط messenger sky girl| |

در حدود چهار میلیارد سال پیش سطح زمین پوشیده از مواد مذاب بود و امكان تشكیل حیات بر روی كره زمین وجود نداشت . پس از مدتی سطح سیاره زمین سرد شد وپوستهای سنگی آنرا فرا گرفت .بخار آب موجود در اتمسفر متراكم شد و با بارش باران اقیانوس های وسیعی بر روی كره زمین به وجود آمد د بسیاری از زیست شناسان اعتقاد دارند كه حیات اولین بار در این اقیانوس های حاصل از باران به وجود آمده است و به عقیده آنان تكامل جانداران صدها میلیون سال طول كشیده است و شواهد حاكی از این است كه زمین مدتها قبل از پیدایش حیات وجود داشته است كه این شواهد را اندازه گیری سن زمین نشان می دهد.

 

مواد شیمیایی و پایه ای حیات چگونه تشكیل شدند

نظریه های علمی بیانگر این مطلب است كه در نخستین مراحل پیدایش حیات ملكولهای غیر زنده در طی واكنش هایی شیمیایی با هم تعداد زیادی ملكول های آلی ساده را تشكیل دادند و این ملكولهای ساده با استفاده از انرژی های محرك( از قبیل انرژی خورشید ، گرمای حاصل از فعالیت های آتشفشانی و رعدو برق) ملكولهای پیچیده تری را به وجود آوردند.این ملكولهای پیچیده واحدهای سازنده اولین سلولها را تشكیل دادند و این فرضیه كه بسیاری از واحد های آلی سازنده حیات نخستین بار از ملكولهای غیر زنده تشكیل شده اند بارها مورد آزمایش قرار گرفت و از لحاظ علمی تایید شد. درباره چگونگی تشكیل حیات چندین نظریه وجود دارد كه تعدادی از آنان را برای شما معرفی می كنیم.

● مــــــــدل سوپ بنیادین: در دهه ۱۹۲۰ دانشمندان اظهار داشتند كه در اقیانوس های اولیه زمین یكباره مقدار زیادی مواد آلی پدید آمدند و این نظریه به مدل سوپ بنیادین مشهور است .تصور دانشمندان بر این است كه درآن هنگام اقیانوس های زمین مملو از ملكولهای آلی مختلف بودند.این دانشمندان فرض كرده بودند كه این ملكولها در اثر انرژی حاصل از تابش خورشید د انفجارهای آتشفشانی و رعد و برق پدید آمده بودند.پس از آن گروهی از دانشمندان اعلام كردند كه در جو اولیه زمین اكسیژن وجود نداشته است و در عوض غنی از نیتروژن،هیدروژن و گازهای دارای هیدروژن مانند بخار آب و آمونیاك و متان بوده است .در آن زمان انرژی خورشید یا انرژی الكتریكی حاصل از رعد و برق این ملكولها را به سطوح انرژی بالاتر ( ملكولهای برانگیخته ) انتفال داده اند.

استانلی میلر در نیمه های قرن بیستم مدل سوپ بنیادین را آزمایش كرد . وی گازهای متان و بخار آب ، آمونیاك و هیدروژن را درون دستگاهی قرار داد و منظور شبیه سازی رعدو برق از یك جرقه الكتریكی استفاده كرد ، بعد از چند روز وی در آن دستگاه تركیبات متعددی پیدا كرد كه این تركیبات شامل برخی از عناصر تشكیل دهنده حیات از جمله آمینو اسیدها ، اسیدهای چرب و كربوهیدراتها بودند.این نتایج نشان میدهد كه برخی از مواد شیمیایی پایه ای حیات در شرایطی مشابه شرایط آزمایشگاهی میلر پدید آمدند.

دلیل مردود بودن آزمایشات میلر را از نظر سایر دانشمندان:

تحقیقاتی درباره مدل سوپ بنیادین:

اکتشافات جدیدی که بعد از نظریه سوپ بنیادین به دست آمد باعث ارزیابی مجدد مدل سوپ بنیادین شد . در زمان آزمایش میلر زیست شناسان تصور می کردند که پیدایش حیات در حدود یک میلیارد سال پیش روی داده است . اما اندازه گیری سن زمین و کشف سنگواره هایی که ۵/۳ میلیارد سال سن داشتند نشان داد که حیات در واقع بسیار پیشتر از آن تشکیل شده است .ما اکنون می دانیم که مخلوطی از گازهای مورد استفاده در آزمایش میلر هنگام پیدایش حیات وجود نداشته است.

در آن زمان زمین فاقد لایه حفاظتی اوزون بوده است و پرتوهای ماورای بنفش بدون اوزون همه آمونیاک ها و متانهای موجود در اتمسفر را از بین می برند .از سوی دیگر در صورتی که گازهای آمونیاک و متان در آزمایش میلر وجود نداشته باشند .بعد از مردود شناختن نظریه میلر دانشمندان مدلی دیگر به نام مدل حباب را پیشنهاد کردند.
 

● مدل حباب: چندی بعد دانشمندان اعلام کردند که فرآیندهای کلیدی که مواد شیمیایی مورد نیاز برای حیات را به وجود آوردند درون حباب های سطح اقیانوس ها انجام شده است.

این مدل شامل پنج مرحله اصلی است، مونیاک , متان و دیگر گازهای حاصل از انفجار های آتشفشانی زیر دریایی در حباب های زیر دریا محبوس می شدند.متان و آمونیاک های مورد نیاز برای تشکیل آمینو اسید ها درون حباب ها در مقابل صدمات حاصل از اشعه ماورای بنفش محفوظ می ماندند.

حباب ها به سطح اقیانوس ها می آمدند و و پس از ترکیدن د ملکول های آلی ساده آزاد می کردند.ملکول های آلی ساده ضمن انتقال توسط باد و حرکت به سمت بالا در معرض اشعه ماورای بنفش نور خورشید و رعد و برق قرار می گرفته اند و در نتیجه نیروی لازم برای واکنش های بعدی برایشان فراهم می شد.باران بسیاری از این ملکول های آلی را که به تازگی تشکیل شده بودند به درون اقیانوس می برد و چرخه دیگری را شروع می کردند.

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9 PM توسط messenger sky girl| |

سلام سلام سلام یه سلام آسمونی یه سلام با حال برای بچه های باحال تر

یه سلام پر طراوت بعد از یه عالمه خستگی یه عالمه دل مردگی یه سلام با حال به  آسمون  به درختا به    خدا     یه سلام  به تمام آدمای دنیا

یه سلا م بعد از خستگی از کنکور و بعد از خستگی اسباب کشی و بعد از اون همه دل خوری از آدم بدای دور و بر یه سلام به شادی و خوشحالی به تمام آدم خوبا

من اومدم دوباره با یه عالمه انرژی  می خوام از نو صفحات این کهنه وب لاگ خسته رو جلا بدم  و به همه ی بچه های نجومی یه سلام دوباره می کنم چون من دوباره جون گرفتم دوباره بال هام جون گرفت و می خوام توی آسمون انقدر پرواز کنم  تا     به خدا برسم  

دست گرم همه تون رو صمیمانه می فشرم

یا علی

 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 9 PM توسط messenger sky girl| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ